پرسشنامه چند محوری بالینی میلون ۲ (MCMI-II)

پرسشنامه‌ای که در اختیار شما قرار گرفته است دارای جمله‌هایی است که مردم برای توصیف خودشان به کار می‌برند. این جمله‌ها برای کمک به توصیف احساس، رفتار و طرز فکر شما در نظر گرفته شده است. صداقت و جدیت شما در علامت‌گذاری جمله‌ها به شناخت شما کمک می‌کند. چنانچه تعدادی از سؤال‌ها غیر واقعی به نظر می‌آیند یا با شرایط شما منطقی نیستند، نگران نباشید زیرا آن‌ها برای توصیف افرادی با مشکلات مختلف تهیه شده‌اند.

لطفاً پس از پر کردن قسمت مربوط به مشخصات، پاسخ سوالات خود را وارد کرده و در انتها کلید «Submit» را در سمت چپ صفحه فشار دهید.

مشخصات فردی

جنسیت خود را انتخاب کنید *
طول اپیزود Axis-I در بیمارستان *

پاسخ دهی به سوالات

ردیف پاسخ شرح ردیف
  خیر بله
1

بيشتر به ميل خود رفتار می کنم تا مطابق انتظاراتی که ديگران از من دارند

1

2

  تنها کار کردن را راحتتر از کار کردن با ديگران ميدانم

2

3

 بيشتر وقتها گفتگو با ديگران برايم مشکل و رنج آور است

3

4

 معتقدم در زندگی بايد کارها را با اراده و تصميم قوی انجام داد

4

5

از چند هفته پيش به اين طرف کوچکترين مساله ای مرا به گريه می اندازد

5

6

بعضی از مردم فکر می کنند که من آدم خودخواه و خودپسندی هستم

6

7

در نوجوانی بخاطر رفتار بدی که در مدرسه داشتم دچار دردسرهای فراوانی می شدم

7

8

هميشه اين احساس را دارم که در يک جمع يا گروه پذيرفته نمی شوم

8

9

بيشتر وقتها اگر کسی اذيتم کند از رفتار او انتقاد می کنم

9

10

دوست دارم در کارها از ديگران پيروی کنم

10

11

بقدری از انجام دادن کارهای مختلف لذت می برم که نمی توانم تصميم بگيرم کدام يک را اول انجام دهم

11

12

گاهی اوقات با خانواده ام بسيار تند و خشن رفتار می کنم

12

13

علاقه چندانی به دوست پيدا کردن و رفاقت ندارم

13

14

فکر می کنم که آدم معاشرتی و خونگرمی هستم

14

15

چون فکر می کنم آدم بزرگ و مهمی هستم بنابراين برايم مهم نيست که ديگران در مورد من چه فکری می کنند

15

16

هيچکس به اندازه کافی قدر کارها و زحمات مرا نمی داند

16

17

من مشروب مصرف می کنم و تا کنون نتوانسته ام آنرا ترک کنم

17

18

دلشوره دارم و عرق سرد روی تنم می نشيند

18

19

در کارهای گروهی چندان فعال نيستم

19

20

بيشتر وقتها فقط به اين خاطر کاری را انجام می دهم که مايه تفريح و سرگرمی است 

20

21

از ديدن اينکه کسی کاری را خوب انجام نمی دهد جداً ناراحت می شوم

21

22

اگر در خانواده ام به من زور بگويند احتمالاً عصبانی می شوم و در برابر خواسته آنها مقاومت می کنم

22

23

بيشتر وقتها فکر می کنم که بايد بخاطر کارهايی که انجام داده ام تنبيه شوم

23

24

مردم پشت سر من در مورد قيافه و رفتارم حرف می زنند و مرا مسخره می کنند

24

25

فکر می کنم ديگران بيشتر از من بخودشان اطمينان دارند که در اين دنيا چکاره اند و چه می خواهند 

25

26

بدون دليل گريه ام می گيرد و يا عصبانی می شوم

26

27

از يکی دوسال پيش تا کنون احساس تنهايی و پوچی می کنم

27

28

دوست دارم ديگران متوجه کارهای من بشوند

28

29

 در هنگام راه رفتن نمی توانم تعادلم را حفظ کنم

29

30

از رقابت شديد لذت می برم

30

31

وقتی به دردسر می افتم فوراً به دنبال کسی می گردم که کمکم کند

31

32

برای اينکه دچار دردسر نشوم مواظب هستم تا مردم چيز زيادی در مورد من ندانند

32

33

بيشتر وقتها احساس ضعف و خستگی می کنم

33

34

در برخورد با مشکلات آدمهای ديگر بيشتر از من عصبانی مي شوند

34

35

اعتياد من به مواد مخدر در گذشته برايم دردسر و مشکل درست کرده است

35

36

تازگيها بدون هيچ دليلی به گريه می افتم

36

37

فکر می کنم آدم فوق العاده ای هستم و انتظار دارم که ديگران توجه خاص به من داشته باشند

37

38

تحت هيچ شرايطی نمی گذارم کسی به بهانه احتياج به کمک، از من سواستفاده کند

38

39

يک راه مطمئن برای داشتن دنيايی پر صلح و صفا اصلاح اخلاقيات مردم است

39

40

قبلاً با آدمهای ناجور زياد رفت و آمد داشتم

40

41

تحمل آدمهايی را که ترديد و دودلی نشان می دهند ندارم

41

42

آدم بسيار مطيع و سربزيری هستم

42

43

خلق و خوی بدم مرتب مرا به دردسر می اندازد

43

44

با زورگويی هم که شده دوست دارم افراد مطابق ميل من رفتار کنند

44

45

از چند سال پيش به اين طرف حتی مسايل کوچک هم باعث افسردگيم می شوند

45

46

چون مايلم هرکاری را به بهترين وجه انجام دهم بيشتر کارهايم عقب می افتد

46

47

آنقدر بی سر و صدا و گوشه گير هستم که بيشتر مردم حتی متوجه من نمی شوند

47

48

بيشتر وقتها دلم می خواهد با جنس مخالف باشم

48

49

آدم بيسروصدا و ترسويی هستم

49

50

آدمی هستم که زياد  اشتباه مي کنم و احساس و عقيده ام را زود عوض می کنم

50

51

بيشتر شبها وقتی به اتفاقات روزمره فکر می کنم ناراحت می شوم

51

52

نوشيدن الکل هرگز مشکل جدی در کارم بوجود نياورده است

52

53

تازگيها حتی صبحها احساس ضعف و بی حالی می کنم 

53

54

چند سالی است که احساس می کنم در زندگی شکست خورده ام

54

55

از آدمهايی که خيال می کنند هر کاری را می توانند بهتر از ديگران انجام دهند متنفرم

55

56

هميشه اين ترس را دارم مبادا محبت افرادی را که به آنها احتياج دارم از دست بدهم

56

57

فکر می کنم زياده از حد اجازه می دهم مردم از من سواستفاده کنند

57

58

تازگيها خيلی دلم می خواهد چيزها را پرت کنم و بشکنم

58

59

تازگيها بطور جدی به فکر خودکشی افتاده ام

59

60

هميشه بدنبال اين هستم که دوستان جديدی پيدا کنم و با افراد تازه ای نشست و برخاست کنم

60

61

در هر کاری تمام جزئيات را در نظر می گيرم

61

62

در سال گذشته عکس من بر روی جلد مجله هاي زيادي چاپ شد

62

63

کسی مرا دوست ندارد

63

64

اگر کسی يک ايراد از من بگيرد فوراً ده ايراد از او می گيرم

64

65

بعضيها می گويند که من از درد و رنج لذت می برم

65

66

بيشتر وقتها خشم و عصبانيت خود را بروز می دهم و بعد پشيمان می شوم

66

67

تازگيها احساس می کنم که عصبی هستم و تحت فشار زيادی قرار دارم ولی علت آنرا نمی دانم

67

68

گاهی وقتها قدرت حس کردن در بعضی از قسمتهای بدنم را از دست می دهم

68

69

افرادی با استفاده از جادو و حس ششم زندگی من را در دست دارند

69

70

مصرف مواد مخدر ممکن است عاقلانه نباشد ولی در گذشته حس می کردم که به آنها احتياج دارم

70

71

هميشه خسته ام

71

72

خواب ندارم و بعد از خواب هم باندازه قبل از خوابيدن خسته ام

72

73

ناخواسته دست به کارهای احمقانه زيادی مي زنم که بعداً مرا به دردسر می اندازد

73

74

کسی را که به من توهين کرده يا مرا خجالتزده کرده هيچوقت نمی بخشم

74

75

ما  بايد به نسلهای گذشته احترام بگذاريم و فکر نکنيم که داناتر از آنها هستيم

75

76

در حال حاضر بيشتر وقتها حالت افسردگی و غمگينی به من دست می دهد

76

77

اصولاً آدمی هستم که ديگران بآسانی از من سواستفاده می کنند

77

78

   من  هميشه سعی می کنم ديگران را از خودم خوشنود کنم حتی اگر از آنها بدم بيايد

78

79

چند سال است که بطور جدی به خودکشی فکر می کنم

79

80

خيلی زود متوجه می شوم که ديگران قصد دارند برايم دردسر درست کنند

80

81

در مقايسه با ديگران هميشه کمتر به مسايل جنسی علاقه نشان داده ام

81

82

نمی دانم چرا اما مثل اينکه من از اذيت کردن کسانی که دوستشان دارم لذت می برم

82

83

از خيلی وقت پيش صلاح خود را در اين ديده ام که با ديگران کمتر رابطه داشته باشم

83

84

حاضرم بميرم ولی اجازه ندهم کسی اراده و اختيار مرا از من بگيرد

84

85

از بچگی مواظب بودم کسی سرم کلاه نگذارد

85

86

وقتی حوصله ام سر برود ، دوست دارم به کار پر هيجانی دست بزنم

86

87

سرپيچی من از قانون مشکلاتی براي من و خانواده ام درست کرده است

87

88

آنقدر در کارهايم دقت می کنم که خسته می شوم

88

89

از نظر خودم ، من يکی از با استعدادترين آدمها هستم

89

90

در ده سال گذشته اتومبيلی نديده ام

90

91

از نظر من هيچ مانعی ندارد که آدم برای موفقيت در کارهايش ديگران را وسيله قرار دهد

91

92

بدون ترس از تنبيه هميشه هر کاری را که خواسته ام انجام داده ام

92

93

بارها شده که بی دليل شادی و هيجان بيش از حد به من دست داده است

93

94

در نوجوانی حداقل يک بار از خانه فرار کرده ام 

94

95

بيشتر وقتها عجولانه چيزهايی می گويم که بعداً از گفتن آنها پشيمان می شوم

95

96

چند هفته است که بدون دليل احساس خستگی شديد می کنم 

96

97

مدتی است که هيچ کاری را درست انجام نمی دهم و بهمين دليل واقعاً احساس گناه می کنم 

97

98

 افکار و انديشه هايی در ذهنم موج مي زنند و رهايم نمی کنند

98

99

   در يکی دو سال گذشته بسيار دلسرد و غمگين بوده ام

99

100

    چند سال است که افراد زيادی در مورد زندگی خصوصی من  جاسوسی می کنند

100

101

نمی دانم چرا ولي گاهی حرفهای بد می زنم صرفاً برای اينکه ديگران را رنجيده خاطر کنم

101

102

از بيشتر مردم يا متنفرم يا می ترسم

102

103

من آزادانه بدون توجه به عقايد ديگران حرفم را می زنم

103

104

وقتی يک شخص مسوول به من دستور بدهد کاری را انجام دهم ، احتمالاً يا آنرا انجام نمی دهم و يا عمداً آنرا بد انجام می دهم

104

105

در گذشته اعتيادم به مواد مخدر باعث شده است شغلم را از دست بدهم

105

106

برای اينکه اختلاف نظر پيش نيايد ، من هميشه حاضرم تسليم عقايد ديگران شوم

106

107

بيشتر وقتها يک آدم غرغرو و اخمو هستم

107

108

من ديگر حوصله بگومگو و درگيری را ندارم

108

109

تازگيها هر موضوعی مدتها ذهنم را بخود مشغول مي کند

109

110

بيشتر وقتها فکر می کنم که شايسته موفقيتهايی که نصيبم شده نبوده ام

110

111

من با جذابيت خودم می توانم توجه مردم را بخود جلب کنم

111

112

بيشتر وقتها وقتی تنها هستم بشدت احساس می کنم کسی در کنارم نشسته که نمی توانم او را ببينم

112

113

احساس بی هدفی می کنم و نمی دانم در زندگی به کجا می روم

113

114

تازگيها خيلی عرق می کنم و کلا فه ام

114

115

گاهی وقتها احساس می  کنم بنحوی بايد به خودم يا ديگران آسيب برسانم

115

116

بخاطر جرائمی که هرگز مرتکب نشده ام مرا غير عادلانه تنبيه کرده اند

116

117

چند هفته است که اعصابم داغون شده است

117

118

فکرهای عجيبی به سرم می افتد که کاش می توانستم از شر آنها خلاص شوم

118

119

برای من بسيار مشکل است که بر هوس مشروب خوردن افراطی غلبه کنم

119

120

اکثر مردم فکر می کنند آدم بی مصرفی هستم

120

121

گاهی هنگام دعوا و جروبحث با کسی که دوستش دارم احساس شديد تحريک جنسی می کنم

121

122

طی سالهای گذشته توانسته ام مصرف مشروبم را در کمترين حد نگه دارم

122

123

هميشه مردم را امتحان می کنم تا بفهمم چقدر می شود به آنها اعتماد کرد

123

124

حتی وقتی بيدارم متوجه آدمهايی که دوروبرم هستند نمی شوم

124

125

پيدا کردن دوست برايم کار بسيار ساده ايست

125

126

هميشه سعی می کنم که کارهايم خوب تنظيم و برنامه ريزی شده باشد

126

127

گاهی وقتها چيزهای ناراحت کننده ای را بوضوح می شنوم که ديگران قدرت شنيدن آنها را ندارند

127

128

بنظر می رسد احساساتم خيلی تغيير می کنند

128

129

سواستفاده از کسی را که خود اجازه چنين کاری را فراهم کند عيب نمی دانم 

129

130

طی چند سال گذشته بارها در محل کارم به دردسر افتاده ام

130

131

فکرهای مهمی در سر دارم که مردم اين زمانه آنها را نمی فهمند

131

132

مدتی است که غمگين و گرفته ام و نمی توانم از اين حالت خلاص شوم

132

133

هميشه دوست دارم در  کارهايم از ديگران کمک بگيرم

133

134

از ديدن آدمهايی که کند کار می کنند اغلب وقتها عصبانی می شوم

134

135

من جداً از افرادی که انتظار دارند کاری را بر خلاف ميلم انجام دهم متنفرم

135

136

چند سال است آنقدر احساس گناه می کنم که ممکن است بلايی به سر خود بياورم

136

137

در مهمانيها هيچوقت گوشه گير نيستم

137

138

مردم مرا آدمی رسمی و مقرراتی می شناسند

138

139

در برابر مهربانی مردم گاهی دستپاچه و ناراحت می شوم

139

140

استفاده از مواد مخدر باعث درگيری خانوادگی برايم شده است

140

141

وقتی که با فردی از جنس مخالف خودم روبرو می شوم زود دستپاچه می شوم

141

142

بعضی از اعضای خانواده ام می گويند که خودخواه هستم و فقط به خودم فکر می کنم

142

143

برايم مهم نيست که اشخاص ديگر علاقه و توجهی به من نشان ندهند

143

144

راستش را بخواهيد من اغلب اوقات برای خلاص شدن از گرفتاری دروغ می گويم

144

145

مردم خيلی راحت می توانند نظرم را عوض کنند حتی اگر تصميم نهايی خود را گرفته باشم

145

146

کسانی   هستند که سعی دارند به من صدمه برسانند ولی من اين قدرت را دارم که بر آنها غلبه کنم

146

147

والدينم اغلب اوقات می گفتند که من به جايی نمی رسم

147

148

بيشتر وقتها من با دستوراتم مردم را عصبانی می کنم

148

149

نسبت به مافوق خودم احترام زيادی قائل هستم

149

150

من تقريباً هيچگونه ارتباط نزديکی با اشخاص ديگر ندارم

150

151

در گذشته مردم به من گفته اند که به خيلی چيزها بيش از حد شوق و علاقه نشان داده ام

151

152

در سال گذشته بيش از سی بار برروي اقيانوس اطلس پرواز کرده ام 

152

153

من به اين گفته اعتقاد دارم در کارها هرچه دقت کنی بازهم کم است

153

154

من مستحق رنجی هستم که در طول زندگی کشيده ام 

154

155

احساس من نسبت به افراد مهم زندگيم اغلب بين محبت و نفرت در حال نوسان است 

155

156

والدينم هميشه با هم بگومگو داشتند

156

157

اگر با کسی دعوا و زدوخورد کنم پشيمان نميشوم

157

158

در بين جمع هميشه خجول و کلافه هستم

158

159

برای قوانين و مقررات احترام قائلم چون آنها را راهنمای خوبی برای زندگی می دانم 

159

160

از همان کودکی بتدريج رابطه خود را با واقعيت از دست داده ام

160

161

بندرت احساس شديدی نسبت به چيزی پيدا می کنم

161

162

 در گذشته بيقرار و در حال حرکت بوده ام بی آنکه بدانم مقصدم کجاست

162

163

از کسانی که دير سر قرار می آيند بيزارم

163

164

افراد آب زيرکاه اغلب سعی دارند کاری را که من انجام داده ام يا فکرش از من بوده به اسم خودشان تمام کنند

164

165

اگر کسی اصرار کند که من کاری را مطابق ميل او انجام دهم بشدت عصبانی می شوم

165

166

من استعداد موفقيت را تقريباً در هر کاری دارم

166

167

تازگی بکلی خرد شده ام

167

168

 اشخاصی را که دوست دارم ظاهراً تشويق می کنم که به من آسيب برسانند

168

169

روی سرو بدنم هيچوقت  مويی وجود نداشته است

169

170

وقتی در يک جمع هستم دوست دارم توجه همه بيشتر به من باشد

170

171

اشخاصی که در برخوردهای اول آنها را تحسين کرده ام بعد مايه دلخوری من شده اند

171

172

آدمی هستم که می توانم رودرروی کسی بايستم و جوابش را بدهم

172

173

ترجيح می دهم با کسانی معاشرت کنم که مواظب و حامی من هستند

173

174

بارها در زندگی از شدت شادی و مصرف انرژی حالت افسردگی به من دست داده است

174

175

پرهيز از مصرف بيش از حد مواد مخدر يا الکل در گذشته برايم با دشواريهايی همراه بوده است

175